ترسان از مبارزه طبقاتی،رقصان با صندوق رای!





«جان کری آلان یک هفته است در منطقه است... آلان دارند راجع به سوریه تصمیم گیری می کنند که قراره کنفرانسی تشکیل بدهند ولی از حالا سر و صداش هست که در واقع این اپوزیسیون یا به اصطلاح اونائی که مخالف حکومت بشار اسد هستند اولا که ده ها پاره‌اند اینها. ده‌ها شعبه‌اند. که در درجه اول واقعا رهبریشون به دست القاعده‌ای ها، سلفی‌ها و اونهائی شون که تازه خوبن: اخوان المسلمین ها. که و به دلیل اختلافات درونیشون نمی تونن تصمیم بگیرن برای اینکه دولت سوریه تصمیم گرفته و از طریق به اصطلاح نماینده شوروی اطلاع داده و خودشون هم اطلاع دادن در این کنفرانسی که قراره، قراره، ماه ژوئن در ژنو، ژنو 2  تشکیل بشه و ژنو 1 که اصلا وقتی نداشتن. یک سلسله اونجا توافقی شده بود. هم کوفی عنان و هم بعدش عرض شود که براهینی.
همه اینها در واقع به دلیل اینکه سیل اسلحه به سمت شورشیانی یا واقعا تروریست های جانی آدم خوار. در حقیقت اینها، آدمخارها نذاشتن تا آلان و فقط همینطوری مشغول نابودی کشور سوریه هستند. و به هر حال همه اینها و بعدش هم اخیراً ما می بینیم که حزب الله اومده و در شهر قصیر یه مقدار برای اینکه نزدیک مرزه چیزه، و بخش‌های در اونجا در واقع امنیتشون در دست مردم و دولت لبنانه. برای جلوگیری از خطر برای دلبنان در نتیجه حزب الله اینطور که معلومه اومده و دخالت کرده و الان دارن اینها متهم می کنن که این آره، ایران و حزب الله دارن دخالت می کنند پس بنابراین این تبدیل به یک مسئله منطقه‌ای شده و این آقای جرس و پَرس اینها دقیقا دنباله ی همین حرف‌هایی که عربستان، قطر، آمریکا و فرانسه می زنن اونها همین را چیز می کنند و این در نتیجه این ارتباط مستقیم واقعا پیدا می کنه با ایرانی که دارند به اصطلاح آماده این هستند که در حقیقت که رژیم سرکوبگرتر بشه و فشارش بر مردم بشتر بشه  تا شرایط آماده بشه و الان در واقع با رد کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی داره این مسئله. عزیزان ببیننند در همین عوان. به طور تقریبا همزمان در کنگره و سنا دارن چه قطعنامه هائی می گذرانند که در حقیقت مقدماتی است برای حمله نظامی برای اینکه یکی از قطعنامه هاشون میگه اسرائیل برای حفظ مردم و خاکش سرزمینش. تو گویی ایران می خواهد اسرائیل را یه خطر بزرگ برای اسرائیه. اگر برای حفظ خودش به ایران حمله که، یعنی اگر اسرائیل حمله کنه امریکا هم وارد میشه... همه اینها را و این چیزهائیه که آقای رفسنجانی در صحبتهایی که برای به اصطلاح برای اعضا و فعالین ستادی که رژیم خرد و متلاشیشون کرد، سرکوبشون کرد صحبت براشون کرده برای این عزیزان کرده، برای شما می خوانم».
مرتضی محیط –
***
اشتباه نکنید. عبارات بالا متن پیاده شده سخنرانی‌های آن فرد فوت شده که سریعاً به ذهن متبادر می شود نیست. جملات بالا تحلیل مرتضی محیط درباره مسائل جهانی و منطقه ای و ارتباط آن با رای دادن به رفسنجانی است که عیناً، کلمه به کلمه به صورت متن در آمده است. لازم به توضیح است تمامی اشتباهات دستوری و ایرادهای معنایی جملات متعلق به خود مرتضی محیط قابل قیاس با فایل صوتی است.
مرتضی محیط در یک برنامه ماهواره‌ای که در آمریکای شمالی ساخته شده است به مدت یک ساعت و 23 دقیقه و 28 ثانیه سعی در اثبات درستی شرکت در انتخابات، رای دادن به هاشمی رفسنجانی و "تغیر هاشمی رفسنجانی و تبدیل او از عالیجناب سرخ پوش به سبز"  می کند. از ثانیه های پایانی دقیقه 26 این برنامه تا دقیقه 48 مرتضی محیط به صورت هیستریک اقدام به فحاشی زنجیره‌ای به اینجانب کرده است. گرچه این سخنان بی ارزش بر روی شبکه های اجتماعی و صحبت‌های مستقیم نیروهای سویالیست در ایران به دستمایه خنده و شوخی تبدیل شده است اما به قول حمید اشرف و تقی شهرام _ یعنی‌همانهائی که مرتضی محیط آنها را آدمکش و تروریست و غیره معرفی می کند_ "تاثیر رسانه‌ها بر افراد غیر مطلع زیاد است"، پس بهتر است پاسخی درخور به دروغپردازی‌ها و توهین‌های این فرد داده شود.

محورهای اصلی فحاشی محیط در  این شبکه ماهواره‌ای را عینا نقل می کنم:



_ «یادم رفت بگویم، احمد تپانچه وقتی این حرف‌ها را می زند دقیقا توی خط حسین شریعتمداری است. می خواهم عرض بکنم که چرا این نوع چپها(عابد توانچه و مخالفان رای دادن به رفسنجانی) می بازند؟ چون فکر، فکر منحرفی است. فکر، فکر نادرستی است. بهمردم اعتماد ندارند. به دیدگاه مردم. توی جامعه نیستند. در نتیجه متوجه نیستند که اینطور نیست که اینها عرض شود اینطور به هاشمی حمله کردن، اینطور به خاتمی حمله کردن، اینطور به موسوی حمله کردن اینا در 88 چطور لبه تیرشان را علیه موسوی گذاشتن که اینها یه مشت زیگول هستند که اومدن توی خیابان برای دختربازی و امثالهم. و گفتند که در انتخابات تقلب نشده. دقیقا توی خط حسین شریعتمداری».
_ «حالا من یه نقل قول از زیباکلام میارم. یه آدم دست راستی ضد چپ تا مغز استخوان که ببینید آگاهی سیاسیش چقدر از عابد توانچه بالاتره که خودش را مارکسیست می داند. که ببینید که امپریالیسم، دقیقا امپریالیسم نمی‌خواهد که هاشمی رفسنجانی بیاید و رئیس جمهور شود. «جریانات تندرو در آمریکا و عربستان عمداً به شایعه حمایت آمریکا از هاشمی را دامن می زنند تا جلوی پیروزی ایشان را بگیرند...». دقیقا همینطوره. زیباکلام دست راستی درست میگه نه احمدِ، این تپان، تپانچه یا احمد یا احمد تپانچه یا توانچه یا به اصطلاح مارکسیست... موقعی که به اصلاح چیز، این چیز می افته دست آقای حسین شریعتمداری . یادم رفت که بگم وقتی عابد توانچه این حرفها را می زند دقیقا توی خط حسین شریعتمداریه»

_ «]عابد توانچه هم مثل[ تقی شهرام، وحید افراخته و بهرام آرام آدمهایی بودند "قاتل" و "مرتجع" و با اعمال و کردار و گفتار خود چه ضرباتی به مردم زدند و از پشت چه خجری به مردم زدند».

_ «مارکس اگر زنده بود می گفت اگر عابد توانچه مارکسیست هست من مارکسیست نیستم».

_ «این بدبخت (عابد توانچه) باید بره و کارهای مارکس و انگلس رو در سال های 1848 و 1849 در راینیشه زایتونگ نو بخونه که من کتابش را در 300 صفحه نوشتم».

_ مرتضی محیط همچنین به دلیل مخالفت بنده با رای دادن به رفسنجانی، از فحش‌هایی نظیر "بدبخت"، "جانی"، "قاتل"، "آدمکش"، "تروریست"، "دشمن مردم"، "چپول"، "ضد انسان" و غیره درباره اینجانب استفاده کرده است.

بدبخت کیست و بدبختی چیست؟
شاید سوال پیش بیاید که چرا به صورت ناگهانی یک مجری تلویزیون ماهواره‌ای کار و زندگی خودش را رها می‌کند و شروع به فحاشی به یک نیروی سیاسی داخل ایران می‌کند. دلیل آن جالب است. بنده در مصاحبه‌ای با عنوان "این رابطه پنهان و ظریف انتخابات اخیر و جنگ است" بر روی سایت اخبار روز (http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=52886) نظر خودم را مبنی بر اینکه حمایت از رفسنجانی در انتخابات، مسئله ما (مارکسیست‌ها) و طبقه ما (طبقه کارگران و زحمتکشان) نیست را اعلام کردم. البته در همین مصاحبه به صورت مشخص از تفاوت دیدگاه‌های "چپ" و "مارکسیسم" صحبت کرده‌ام چون اصولاً "چپ" ها را نمی توان به عنوان نیروهای معتقد به مبارزه طبقاتی و دارای ایدئولوژی مارکسیستی تقسیم بندی نمود.
موضوع این بحث منحصر به انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیست و در انتخابات ریاست جمهوری 1388 نیز مرتضی محیط یک موج تخریب و فحاشی علیه دکتر ناصر زرافشان به راه انداختند. استفاده او از برنامه ماهواره‌ای خود برای حمله به نیروهای مارکسیست داخل ایران مسبوق به سابقه است. دلیل فحاشی‌های انتخاباتی سال 88 نیز انتقادات دکتر زرافشان به مهندس موسوی و تحلیل ایشان از جریان سبز بود. دکتر ناصر زرافشان البته مرتضی محیط را قابل ندانستند که پاسخی به فحاشی‌ها و تخریب‌های ایشان بدهند اما در مقاله‌ای با عنوان "سوار بر امواج رسانه‌ای غرب" که در نشریه آرش منتشر و در سایت اخبار روز (http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=29179) بازنشر گردید، با دیدگاه‌ و تحلیل مارکسیستی  خود  پاسخی جانانه به یاوه‌گوئی‌ها در این زمینه دادند.
در هیچ یک از روزهای فعالیت نسل جدید مارکسیست‌ها در دانشگاه بعد از سال 1380 و پایان عبرت آموز و تلخ سال 1386 و ادامه فعالیت نیروهای مستقل بعد از ضربه 86 هرگز اقبالی متوجه شخص مرتضی محیط و دیدگاه سیاسی وی نشد. تعدادی دانشجوی روشنفکر و منفعل به تعداد کمتر از انگشتان یک دست به او نزدیک شدند و به مجموعه‌ای درخود و برای خود تبدیل شدند. گروهی بسیار کوچک و کاملاً منفعل که تنها در هنگام انتخابات ریاست جمهوری در ایران فعال می شوند و هر چند ماه یا سال یکبار اقدام به صدور یک بیانیه روی وبلاگ خود می کنند و مرتضی محیط در تلویزیون خود ای-میل‌های آنان را به عنوان گزارش‌های موثق مردمی از داخل ایران می خواند. برجسته ترین مواضع آنها در سال 1388 که به صورت شفاهی یا استاتوس های فیس بوکی و مقاله های با عناوین مستعار منتشر می گردید، اعلام این موضوع بود که "اطراف کروبی را تکنوکرات‌ها گرفته‌اند و او نماینده طبقه سرمایه دار ایران است. موسوی نیز نماینده پرولتاریای ایران است بنابراین مارکسیست‌ها در انتخابات ریاست جمهوری باید شرکت کرده و به مهندس موسوی رای بدهند".
بزرگترین بدبختی امروز جریان مارکسیستی و جریان جنینی مبارزه طبقاتی در ایران هجمه انگل‌وار نیروهایی تحت عنوان چپ به این جریان است که سعی دارد جنبش مارکسیستی در ایران را به هر شکل ممکن به عنوان زائده‌ای از جریانات راست، لیبرالی و اصلاح طلبانه در بیاورد. به این طریق که صندوق رای جایگزین طبقه کارگران و زحمتکشان ایران شده، و شرکت در انتخابات نیز جایگزین مبارزه طبقاتی شده است. به همین دلیل است که ملاک خوشبختی و بدخبتی از نظر مرتضی محیط رای دادن یا ندادن با هاشمی رفسنجانی است و بنده به دلیل اینکه نظر او را درباره رای دادن به رفسنجانی قبول ندارم "بدبخت" هستم.
البته مرتضی محیط در چهارچوب فکری خودش حرف درستی می زند. از نظر افکار و اندیشه‌های او ملاک خوشبختی و بدبختی یک "چپ" بستگی به دوری و نزدیکی از جریان اصلاحات و گفتمان هیئت حاکمه دارد چراکه برای یک نیروی چپ همچون او، نمی تواند افقی فراتر از اینکه به عنوان زائده جریان راست به رسمیت شناخته شود وجود داشته باشد. او از نظر خودش خوشبخت و مارکسیست‌ها آدمهای بدبختی هستند. به همین دلیل دشمن شماره یک خود را جنبش مارکسیستی ایران و معتقدان به مبارزه طبقاتی می داند چراکه پنبه ی مشی اصلاح طلبی او در اندیشه های مارکسیستی زده شده است. راه حل مارکسیستی ما همرنگی با جماعت نیست. ما تلخ ترین حقیقت‌ها را تحت هر شرایطی به طبقه خود  خواهیم گفت. به قول لنین: « وظیفه ی شما این نیست که خود را تا سطح قشرهای عقب مانده تنزل دهید. در این امر تردیدی نیست. شما موظفید حقیقت تلخ را به آنها بگوئید. شما موظفید خرافات بورژوا- دموکراتیک و پارلمانی آنان را خرافات بنامید». این عبارات مانیفست کمونیست است: «هدف فوری کمونیستها همان هدفی است که تمام احزاب پرولتری در پی آن هستند: تشکیل پرولتاریا به صورت طبقه، بر انداختن سلطه ی بورژوازی ، تصرف قدرت سیاسی به دست پرولتاریا.»
مرتضی محیط از طرفداران اصلاحات، طرفداران جنبش سبز  و طرفداران هاشمی رفسنجانی صحبت می کند و برای آنها نسخه پیچی می کند. کنش سیاسی او محدود به زمان انتخابات ریاست جمهوری است و دغدغه او همانطور که خودش می گوید، موسوی، کروبی و هاشمی است. "مردم" یک مفهوم انتزاعی است. معمولاً هر کس در هنگام استفاده از کلمه ی مردم، به بخشی از مردم چشم دوخته است. منظور مرتضی محیط از مردم نیز نمی تواند چیزی جز طبقه متوسط شهری باشد. همان‌هائی که کارل مارکس درباره آنها می گوید:«ما خواستار هیچ بخشی از طبقه متوسط نیستیم» و فردیش انگلس می گوید: «ما اعتقادی به نفوذ در احزاب طبقه متوسط نداریم».


دقت کنید که موضوع کشتی گرفتن با کلمات و عبارت پردازی برای منفی جلوه دادن طرف مقابل نیست. این عین عبارت مرتضی محیط است که: «به چه دلیل "راست" ها اینطور کینه داره نسبت به چپ؟ به دلیل وجود چنین افرادی (عابد توانچه). حالا بگذریم از منافع طبقاتی خودشان! یعنی اینا کمک می کنن. یعنی نفرت و خشم نسبت به دیدگاه مارکس و نسبت به چپ به وجود بیاد»!

محیط در این قسمت هر آنچه را که قابل گفتن بوده است به زبان آورده:"حالا بگذریم از منافع طبقاتی" راست‌ها! حتماً مارکس هم اشتباه کرده که گفته است "تاریخ همه جوامع تاکنون موجود تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است". مشخص است که مرتضی محیط نه اعتقادی به آگاهی طبقاتی دارد و نه برای منافع طبقه کارگر و زحمتکشان ایران مبارزه می کند. او به هر کس در انتخابات شرکت نکند لقب "چپول" و "بدبخت" را می دهد چرا که در اندیشه های لیبرالی و اصلاح طلبانه او "چپ خوشبخت" کسی است که در انتخابات شرکت می کند و به هاشمی رفسنجانی رای می دهد. چپ خوشبخت چپی است که راست ها او را دوست دارند و هر مارکسیست معتقد به مبارزه طبقاتی و نظام فکری تدوین شده توسط مارکس، انگلس و لنین، یک "چپول بدبخت" است.

به قول لنین: «کسی که عمداً دیدگاه خود را فرو نبندد، نمی تواند نبیند که این جریان "انتقادی" نوین در سوسیالیزم شکل جدیدیست از اپورتونیسم و هرگاه درباره ی اشخاص از روی جامه ی مجللی که خود را با آن آراسته اند و القاب پر آب و تابی که به خود بسته‌اند قضاوت نکنیم بلکه از روی رفتارشان و اینکه در عمل چه چیزی را ترویج می کنند قضاوت نمایی، آن وقت معلوم خواهد شد که "آزادی انتقادی" عبارتست از آزادی جریان اپورتونیستی در سوسیال دموکراسی، آزادی تبدیل سوسیال دموکراسی به حزب دموکرات اصلاح طلب، آزادی رسوخ ایده‌های بورژوازی و عناصر بورژوازی در سوسیالیزم».

رقصان با رفسنجانی در مدار امپریالیسم


به قول رفیق روزا لوگزانبورگ «کسی که طرفدار حقیقت است نباید بر دروغ چشم بپوشد». در کل فحشنامه تصویری-صوتی مرتضی محیط علیه بنده در یکجا نسبت به بیان استدلالی اقدام شده است. محیط می گوید: «حالا من یه نقل قول از زیباکلام میارم. یه آدم دست راستی ضد چپ تا مغز استخوان، که ببینید آگاهی سیاسیش چقدر از عابد توانچه بالاتره که خودش را مارکسیست می داند که ببینی که امپریالیسم، دقیقا امپریالیسم نمی‌خواهد که هاشمی رفسنجانی بیاید و رئیس جمهور شود. «جریانات تندرو در آمریکا و عربستان عمداً به شایعه حمایت آمریکا از هاشمی را دامن می زنند تا جلوی پیروزی ایشان را بگیرند...». دقیقا همینطوره. زیباکلام دست راستی درست میگه نه احمدِ، این تپان، تپانچه یا احمد یا احمد تپانچه یا توانچه یا به اصطلاح مارکسیست»!

از آنجائی که فهمیدن زبان مکالمه آقای محیط قدری دشوار است سعی در ساده سازی این عبارات کرده و تلاش می کنم آنها را تا حدودی قابل فهم کنم:

1:  زیبا کلام درست می گوید که: «جریانات تندرو در آمریکا و عربستان عمداً به شایعه حمایت آمریکا از هاشمی را دامن می زنند تا جلوی پیروزی ایشان را بگیرند...»
2: کسانی که معتقد هستند هاشمی رفسنجانی کاندید مورد حمایت غرب برای پیاده سازی سیاست‌های تعدیل ساختاری و برنامه‌های صندوق بین‌المللی پول است که در خدمت بورژوازی لیبرال ایران به میدان آمده است اشتباه می کنند.
3: آمریکا و اروپا به این دلیل از هاشمی رفسنجانی حمایت کرده‌اند چون خودشان می دانند دنیا از آنها متنفر است و برای همین خواسته‌اند هاشمی رفسنجانی را خراب کنند چون امپریالیست‌ها نمی خواهند هاشمی رای بیاورد.
4: آمریکا، اسرائیل و عربستان به این دلیل از هاشمی حمایت می کنند تا او را خراب کنند و بتوانند به ایران حمله نظامی کنند.
 این نوع استدلال به قدری خام و کودکانه است که فقط یک عضو جوانِ احساساتی عضو ستاد تبلیغاتی رفسنجانی می توانست آنرا به زبان بیاورد. دلیل این ادعا را با چند سوال ساده و برجسته کردن تناقض‌های وحشتناک گفته های مرتضی محیط به سادگی می توان نشان داد.
سوال: اگر مرتضی محیط معتقد است همه مردم دنیا از امپریالیست‌ها متنفرند و هرچه آنها بگویند را برعکس انجام می دهند، درنتیجه وقتی آنها از دولت احمدی‌نژاد انتقاد می کنند یا به احمدی نژاد حمله می کنند باید احمدی نژاد و دولتش در نزد مردم ایران هر روز محبوب‌تر از روز پیش شود. پس چرا اینگونه نیست؟ یا شاید قانون عجیب امپریالیستی کشف شده توسط مرتضی محیط فقط درباره هاشمی رفسنجانی محبوب او جواب می دهد. اگر مردم به حرف امپریالیست‌ها گوش نمی کنند و حمایت وزارت امور خارجه آمریکا از هاشمی برای تخریب وی است چرا این فرمول روی دولت احمدی‌نژاد و افراد و نظام‌های دیگر جواب نمی دهد؟
مرتضی محیط در این زمینه دست پیش را گرفته که پس نیافته‌اند. موضوع امپریالیسم موضوع بسیار مهمی است. به راستی منافع امپریالیسم آمریکا در انتخابات اخیر و پرونده هسته‌ای ایران چگونه تامین می شود؟


آمریکا و متحدانش به شدت در حال ساماندهی نظامی خود در مناطق بحرانی مانند افغانستان و عراق هستند تا با آزاد کردن نیروهای خود فرصت واکنش سریع در مقابل حاکمیت ایران و نیروی نظامی قوی آن را داشته باشند. بحرانهای پیاپی مالی با نقاط اوج 98، 2001، 2008 باعث بروز نارضایتی های اجتماعی، اعتراضات و راهپیمائی‌های مردمی در کشورهای کانونی نظام سرمایه داری شده است. همچنین تا آرایش قومی کشور ترکیه و تنش میان دولت ترکیه و کورد‌ها به ثبات معنی نرسد تصور حمله نظامی به ایران اشتباه است. از سوی دیگر پرونده سوریه به مدت 2 سال است که مفتوح است. کشور سوریه تقریبا ویران شده است و اسلامگرایان افراطی مورد حمایت ترکیه، قطر و عربستان، نیروهای واقعی و مترقی اپوزیسیون سوریه را به محاق برده است. با حمایت جدی تر روسیه از رژیم اسد و انتقال موشکهای پیشرفته ضد کشتی و موشکهای زمین به هوا عملاً اسرائیل از دخالت مستقیم در سوریه عقب رانده شده است و ارتش سوریه با روحیه و امکانات بیشتری در حال تصرف مناطق کلیدی است. نیروهای حزب الله لبنان رسما وارد درگیری شده و هلال شیعی به شدت در حال دفاع از خود است. حمله نظامی به ایران پیش از شکسته شدن دو قطب دیگر _یعنی سوریه و حزب الله لبنان_ غیر منطقی و ناممکن است. چه دلیلی دارد که بشار اسدی که هیچ مشکل جدی‌ای با رژیم اسرائیل ندارد تحت فشار خارجی اینقدر به حزب الله لبنان نزدیک شود و در آستانه درگیری با اسرائیل قرار بگیرد؟ دلیل اصلی چیزی به جز آماده سازی منطقه برای حمله به ایران نیست.
حمله نظامی سریع به ایران تنها تحت عنوان مکانیسم ماشه _ یعنی به دلیل عبور از خط قرمز هسته‌ای_ قابل تصور است که ایران نشان داده است کوچکترین قصدی برای این کار ندارد. مقدار اورانیوم غنی شده 20 درصد همواره به دلیل اکسید شدن بخشی از آن برای تبدیل به سوخت، زیر خط قرمز نگه داشته می شود و کارشناسان نظامی و امنیتی آمریکا گزارش داده‌اند ایران چند سال است که فعالیت تسلیحاتی هسته‌ای خود را کنار گذاشته است.

بنده از چند ماه پیش از انتخابات در تحلیلی‌های خود عنوان کرده بودم که خاتمی، هاشمی و مشایی وارد انتخابات نمی شوند و اگر وارد شوند تایید صلاحیت نمی شوند. در مورد شخص هشمی رفسنجانی اصولگرایان و اصلاح طلبان هم عقیده هستند که هر کس در مقابل رفسنجانی به دور دوم انتخابات برود پیروز انتخابات است. "مردم" یک کلمه انتزاعی است که همه جریانات حاشیه ای آنرا به مثابه قلوه سنگ به طرف مخالفان خود پرتاب می کنند. مرتضی محیط نیز از مردم صحبت می کند و از رای 70 درصدی مردم به رفسنجانی با ایمانی شگفت انگیز صحبت می کند. اون منبع اطلاعاتی خود را «نظر سنجی بسیجی‌ها»، «اخبار سایت‌های کلمه و جرس» و «شایعات» قرار داده است و با اطمینان راجع به اینکه چه کسی نزد چه کسی رفته است خبر دارد. او ادعا می کند از اخبار بیت حسن خمینی، دفتر جنتی و اتاق کار حسین شریعتمداری اخبار دقیقی دارد که مشخص نیست از کجا به دست آمده است و نتیجه آن شده است که رفسنجانی "لااقل" 70 درصد رای مردم را دارد! او در حالی که خود در آمریکای شمالی نشسته است درباره کسانی داخل جامعه ایران زندگی و فعالیت می کنند و مخالف رای دادن به رفسنجانی هستند، می گوید که «توی جامعه نیستند.»

سالهاست مقامات آمریکائی و اروپائی به این نتیجه رسیده اند که طرف اصلی مذاکرات هسته ای با ایران شخص رهبری است و با وجود آنکه احمدی نژاد بارها اعلام کرد آماده مذاکره با آمریکا است کسی به او اهمیتی نداد. امروزه خام‌ترین و بی اطلاع ترین افراد پیگیر اخبار هسته‌ای نیز می دانند که پرونده هسته‌ای ایران ربطی به رئیس جمهور ایران ندارد.

از سوی دیگر امپریالیسم آمریکا به خوبی می داند از نظر حقوقی هیچگونه بهانه‌ای برای جلوگیری از فعالیت‌های هسته ای ایران ندارد و از طریق تحریم‌های فلج کننده می کوشد نظام را به طریق دیگری وادار به جمع کردن فعالیت‌های هسته‌ای کند. اکنون تحریم‌ها جامعه ایران را از نظر اقتصادی، روانی و اجتماعی از هم پاشیده است و مردم ایران زندگی بسیار دشواری دارند. قادر به تامین معیشت خود نیستند و به سیستم بهداشت و درمان و سیستم تولدی و اشتغال ایران ضربات مرگباری وارد شده است. گرچه مرتضی محیط در آمریکای شمالی معتقد است مخالفانش داخل جامعه نیستند اما واقعیت با حرف عوض نمی شود و منِ نوعی که در جامعه ایران زندگی می کنم و هر ماه 10‌ها درصد از ارزش دستمزد خود را به دلیل تورم و حذف یارانه های عمومی از دست می دهم تاثیر مخرب تحریم‌ها را درک می کنم نه کسی که به فرض مثال قدرت پرداخت دهها هزار دلار برای رضایت گرفتن از شاکی خود دارد!
آمریکائی‌ها امید داشتند با پیروزی هاشمی رفسنجانی در انتخابات ایران از فشار بورژوازی لیبرال ایران بر بورژازی نظامی استفاده کنند تا شاید به توافقی سریعتر و راحت تر دست پیدا کنند. همچنین امید به تکرار اعتراضات 1388 در تک تک کلماتشان موج می زد. نباید فراموش کرد که فروپاشی مشروعیت حداقلی و اسمی بعد از 1388 بود که پروژه تحریم گسترده غرب علیه ایران را رقم زد. کسی که ادعای لزوم شرکت در انتخاب بین بد و بدتر را دارد نباید حرکتی را که که سبب فروپاشی زندگی مردم جامعه شده است را تایید کند. این یک دوگانگی دیگری در سخنان مرتضی محیط است.
 آنانی که به صندوق های رای به عنوان جایگزین مبارزه طبقاتی می نگرند و با کاندیدای مورد حمایت امپریالیست‌ها می رقصند نباید ژست ضد امپریالیستی بگیرند. منابع زیر تنها گوشه‌ای از حمایت کشورهای امپریالیستی از رفسنجانی است.تورم دوران احمدی نژاد هنوز نتوانسته است رکورد تورم دوران هاشمی رفسنجانی را بشکند. فشار وحشتناکی که به طبقه کارگر ایران و طبقات فرودست جامعه در دوران هاشمی رفسنجانی وارد شد هنوز از ذهن جامعه ایران و مردم کوچه و بازار فراموش نشده است. مشخص است که مرتضی محیط 10 هزار کیلومتر دورتر از مرزهای ایران نمی داند درون جامعه ایران چه خبر است. او از دریچه نگاه اکبر گنجی به اوضاع نگاه می کند و به قول خودش خبرها را از روزنامه ها و سایتها بیرون می کشد برای همین طبیعی است که نتواند تحلیل درست و عقلانی از شرایط ارائه دهد. جمله معروف هاشمی رفسنجانی هنوز ورد زبان افراد میان سال در ایران است که گفته بود: «بازنشستگان و مستمری بگیران مقل درخت‌های خشکی هستند که باید آنها را کند و دور انداخت.» البته به قول مرتضی محیط، هاشمی رفسنجانی عوض شده است. چرا؟ چون او بعد از 26 سال کمی محدود شده است و باید به ریاست مجمع تشخیص نظام راضی باشد و بی خیال ریاست جمهوری شود! به قول دکتر ناصر زرافشان: « آنچه از آدمها سر زده و اعمال آدمها، معیار قابل اطمینان‌تری برای قضاوت است تا وعده‌های آنان»!
کافی است نگاهی به منابع زیر انداخت تا مطمئن شدبر خلاف تئوری عجیب و غریب مرتضی محیط، امپریالیست‌ها دقیقاً و واقعاً از هاشمی رفسنجانی حمایت کرده‌اند.
سه:
پنج:


چه کسی "دقیقا" در خط حسین شریعتمداری است؟

مرتضی محیط در برنامه خود چند مرتبه تاکید می کند که "یادم رفت بگویم، احمد تپانچه وقتی این حرف‌ها را می زند دقیقا توی خط حسین شریعتمداری است".  دلیل او این است که بنده مخالف خط سیاسی، منافع طبقاتی و فریب توده‌های مردم با ارائه یک تعریف و آدرس جعلی از هاشمی رفسنجانی هستم. پس چون حسین شریعتمداری نیز به عنوان رقیب درون حکومتی رفسنجانی با او مخالفت می کند در نتیجه خط عابد توانچه و حسین شریعتمداری "دقیقا" یکی است.
بیائید بررسی کنیم خط روزنامه کیهان و حسین شریعتمداری چیست و چگونه است و چه کسی "دقیقاً" در خط او قرار دارد. "جواب دادن به بیانیه های هرگز خوانده نشده و منتشر نشده"، تخریب طرف مقابل با کثیف ترین حربه ها از جمله "اتهام جنسی"، فحاشی، چسباندن نسبت‌های ناورا، استفاده از مطالب دروغ، جعل و ابداع اصطلاحات جدیدالتاسیس برای خالی کردن عقده های درونی و غیره از جمله شیوه‌های مطرح در برخورد کیهانی و شریعتمداری گونه است.

مرتضی محیط بدون خواندن قسمتهایی از مصاحبه بنده که مستقیما در نقد خود وی بوده و رفتار او را در انتخابات گذشته یادآور شده‌ است اقدام به برپائی مجلس "عمرکشان " در یک برنامه تلویزیونی کرده است و انواع و اقسام فحش‌های شخصی و سیاسی را به بنده می دهد. "دقیقا" مشابه مشی حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان که از سال 1380 تا کنون چندین بار در قسمت اخبار ویژه خود مرا "مارکسیست صهیونیستی"، "مارکسیست آمریکائی"، "عنصر سیاسی "، " عضو شاخه تروريستي منافقين"، عضو اتاق جنگ مارکسیست‌‌‌ها"، "جوجه مارکسیست" و غیره می خواند.  نمونه آن مطلب وزین روزنامه کیهان است که با شیوه برخورد مرتضی محیط نوشته شده است:

«تدارك چپ هاي آمريكايي براي بازسازي اتاق جنگ در دانشگاه: يك عنصر گروهكي چپ تاكيد كرد عناصر گروهكي در دانشگاه نقش سرنيزه اپوزيسيون را به عهده خواهند گرفت.  ع- ت از چپ هاي آمريكايي و عضو گروهك موسوم به برابري خواه و آزاديخواه كه به خاطر شركت در برخي اغتشاشات دستگير و اخراج شده، به مجله صهيونيستي اشپيگل گفت دانشجويان نقش سرنيزه اپوزيسيون را برعهده خواهند گرفت(!) اين عنصر ضدانقلاب همچنين مدعي شد كه بايد باز هم كشته داد.
طي سالهاي اخير بقاياي گروهك هاي ماركسيستي نظير منافقين، فدائيان خلق، توده و... كه با سقوط بلوك شرق به اردوگاه آمريكا پيوسته و خانه تكاني ليبراليستي در افكار خود كرده اند، با گرفتن ژست هاي عدالت خواهانه و اپوزيسيوني، به ايفاي نقش در پروژه هاي تعريف شده سازمان هاي جاسوسي آمريكا و انگليس در دانشگاه بپردازند. عناصر مذكور به همين دليل هم در كانون توجه و تبليغات راديو فردا، بي بي سي، صداي آمريكا و رسانه هاي مشابه قرار دارند كه رفيق «ع-ت» با سبيل استاليني يكي از آنهاست.
رد پاي اين طيف- به ويژه شاخه تروريستي منافقين- در برخي از اغتشاشات و جنايت ها ديده مي شود.  گروهك هاي ياد شده در سال هاي اول انقلاب به نام فعاليت سياسي و دانشجويي، اتاق هاي جنگ و اسلحه خانه در دانشگاه ايجاد كرده بودند».

(منبع:  http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1949069)
قضاوت نهایی درباره اینکه گفتار و رفتار چه کسی "دقیقا" منطبق بر خط شریعتمداری و کیهان است را به خواننده محترم می سپارم.

***

در پایان به مرتضی محیط توصیه می کنم به جای آنکه مقالات اکبر گنجی را منبع و آبشخور فکری خود قرار دهد و از عینک اکبر گنجی به جهان پیرامون خود نگاه کند، کمی منابع کلاسیک را مطالعه کند یا حداقل کتاب‌های بزرگانی مانند دکتر ناصر زرافشان، دکتر فریبرز رئیس دانا، استاد پروزیر صداقت، دکتر ایرج سیف و جوانان خوشنام و خوش آینده‌ای مانند محمد مالجو و رضا اسد آبادی را بخوانند. مرتضی محیط بهتر است به جای استفاده از برنامه تلویزیونی خود برای ترور شخصت فعالان برابری طلب داخل ایران به صحبت‌های آنان گوش فرا دهد تا شاید چیزی از اوضاع و احوال داخلی ایران دستگیرش شود. مطالعه لینک‌های زیر برای آنانکه از جامعه ایران دور هستند بسیار مفید است.
https://www.chebayadkard.com/soundplay.php?code=%22%22&selectid=%22537

چهار
:نظر دکتر ناصر زرافشان در مورد انتخابات


البته اگر موضوع ایشان خوش آمد نیروهای راست ایران است همان بهتر است که به خواندن مقالات اکبر گنجی مشغول باشند چرا که بزرگان و رفقای نام برده شده در بالا، همگی در خدمت منافع طبقه کارگر و زحمتکشان ایران هستند و برای تغییرات در زیربنای جامعه ایران، در راستای نشر و گسترش آگاهی طبقاتی گام بر می دارند، نه رای دادن به هاشمی رفسنجانی یا به قول ایشان عالیجناب سبز پوش! به قول لنین: «در همه کشورها، رفرمیست وجود دارد؛ زیرا بورژوازی در همه جا بدنبال آن است که به طریقی کارگران ]و مردم زحمتکش[ را فاسد کند و آنها را به بردگانی خشنود تبدیل کند که هرگونه فکر رهایی از بردگی را کنار گذاشته‌اند.» تاسفبار است که وقتی خاتمی تبدیل به امام زاده ای شده است که حتی اصلاح طلبان را شفا نمی دهد و اصلاحات و اصلاح طلبی خود بدنه سابق این جریان سیاسی را اغنا نمی کند و آنها را چندپاره کرده است، مرتضی محیط به دنبال شفا گرفتن از امامزاده رفسنجانی است که ماهیت، شخصیت و جایگاه طبقاتی و موقعیت سیاسی‌اش  مثنوی 70 من کاغذ است و وقت جداگانه‌ای را طلب می کند.

عابد توانچه
ایران – هفتم خرداد ماه 1392
abedtavancheh@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر