۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

نظراتی درباره تجمع مقابل مجلس در روز جهانی کارگر




پس از فراخوان دو تشکل کارگری مبنی بر تجمع کارگران و دانشجویان و ... در مقابل مجلس، بحثهایی در گرفته است که تمایل دارم نظراتم را درباره این فراخوان و این نوع اقدامات بنویسم.

0: دست هر کس که کاری می‌کند درد نکند. مادامی که  موضع و عملکرد کسی مانند دوستی‌های خاله خرسه در هفت تپه منجر به تقدیم کارگران معترض در سینی به شورای اسلامی کار نشود، فضاحتی بالا نیاید یا هزینه‌ای غیر مسئولانه و بی‌دلیل متوجه سایر نیروها نشود مطمئن باشید هرچه در توان داشته باشیم برای حمایت از رفقای خود انجام خواهیم داد.
کلید هیچ محوطه عمومی ای در دست هیچ یک از ما نیست. اجازه هیچ یک از ما در دست دیگری نیست. هر کسی می‌خواهد برود، هر کسی می‌خواهد نرود. نه کسی در جایگاه مبصر است و نه کسی در جایگاه اقلیت در صحرای کربلا. هر کسی خود مسئول و تصمیم‌گیرنده افعال و انتخاب های خودش است.

۱: بیانیه تعدادی از فعالان محترم کارگری کتاب آسمانی نیست که اگر گفتند بیا، واجب باشد برویم و اگر گفتد نیا، حرام باشد که برویم. ملاک تصمیم‌گیری ما نه حلال و حرام که آگاهی طبقاتی و منافع طبقاتی ماست. در کل هیچ‌وقت ملاک تصمیم‌گیری نه نظر یک تیم یا هسته یا گروه چند نفر که کلیت یک معادله سیاسی- اقتصادی-اجتماعی است.


۲: اگر سوالی دارید بپرسید. اگر نقدی دارید مطرح کنید. اگر رفیق هستید در عین پایبندی به واقعیت‌ها، اصول کار و منطق طبقاتی، بدون رودربایستی و خجالت بی‌رحمانه نقد کنید اما از همان ابتدا به سراغ صدور بیانیه سیاسی نروید. نقد را اول به مخاطبش می گویند بعد به صورت عمومی می نویسند.
البته وقتی گروهی یا سکتی یا هسته‌ای یا هر چی، چنان سر در خودش فرو کرده که دیگر نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه می‌خواهد که بفهمد، فریاد زدن الزامی است. وقتی کسی به علت فقر آگاهی و جو احساسی جلو انداخته شده تا سیبل و پوشش باشد مسئله فرق دارد و باید میخ را محکم کوبید.

3: ایران تقریباً ٨٨ میلیون جمعیت دارد. پنجاه تا ۵۵میلیون نفر عضو طبقه کارگر و فرودستان ایران هستند. با کسر فرزندان و اعضای تحت تکفل در حدود ۱۵تا۲۰ میلیون فروشنده نیروی کار در ایران وجود دارد.
از این تعداد اجازه دارم یک میلیون نفر را در شهر تهران، و در روز اعتراضی که فراخوان داده شده است، آزاد فرض کنم؟


4: اصلاً قصد بحث و کشتی گرفتن با کلمات را ندارم. صد هزار نفر را که دیگر اجازه دارم فرض بگیرم؟ انصافاً صد هزار نفر از ۲۰میلیون نفر عدد بزرگی نیست. قبول کنید. نه سنگ بزرگ است برای نزدن، نه عددی غیر واقعی به قصد منزه طلبی، و نه عددی زاده خوش خیالی به قصد جلو انداختن بقیه.


۶: من هیچ چیزی در زندگی ام برای باختن ندارم. یک ساز و چند کارتن کتاب و پول پیشی که دست صاحبخانه است. نه جایزه بگیر سیاسی هستم، نه رفت و آمد دارم که نگران ایجاد مشکل برای پاسپورتم باشم و نه سر در آخور سولیداریتی سنتر و سایر منابع دارم که ترس از قطع شدن یا لو رفتنش فلجم کرده باشد.


۷: بعد از بارها بازداشت موقت و دو بار کشیدن حکم زندان در زندان شهرستان و بندهای غیرسیاسی به واقع ترسی از زندان و بازداشت ندارم. در آخرین بازجویی سن بازجو از من کمتر بود؛ خنده ام گرفت. مجلس که سهل است جلوی خانه خدا هم تجمع می‌کنیم اما نباید توقع داشت حداقل ۱۰هزار نفر را بتوان جمع کرد؟


٨: سرمان را از توئیتر و تلگرام و اینترنت بیاوریم بیرون، واقعیتها را هم نگاه کنیم. فضای مجازی، فضای جمعهای سیاسی و روشنفکری، فضای انزواهای خواسته یا ناخواسته فردی یا چند نفره را معادل فضای واقعی، حال جامعه، واقعیات و مناسبات و معادلات جاری در نظر نگیرید. اسیر دعواها و جیغ‌جیغ‌های بچه گانه نشوید.
سیاست و فعالیت مگر لجبازی و یک به دوی این اکانت توئیتر با آن اکانت است؟ من با اون دعوا دارم پس هر کس به من بگوید بالای چشمت ابرو با اونهاست. کدام اینها و اونها؟ این چندتا اکانت با آن چندتا اکانت؟ کل درک شما از مناسبات سیاسی و معادلات قدرت در همین حد و سطح است. ملاکهای انتخاب و تصمیم گیری شما این است؟

۱۰:نود درصد بحثهای مثلا سیاسی در توئیتر شده  خالی کردن حرص‌های کودکانه و کینه‌های شخصی و ایجاد صف‌بندی پیرامون آنها. تو با فلانی دوست جون جونی هستی خوب به آرنجم که هستی. وقتی طرف ریده یا دارد گه زیادی می‌خورد و حرف گوش نمی‌دهد باید جمعش کرد. خوش آمدن و نیامدن توی نوعی محلی از اعراب ندارد.

۱۱: این حرفها مال امروز نیست. چند سال قبل هنگامی که  بعضی رفقا در مقطع دبستان یا راهنمایی بوده‌اند این حرفها را مکتوب روی وبلاگم قرار داده ام. در مصاحبه‌ها گفته‌ام و قابل سرچ است
تعارف نداریم. فعال کارگری بدون رابطه ارگانیک با طبقه کارگر یعنی کشک. بفهمید که کارگر روشنفکر با فعال کارگری فرق دارد. بفهمید که کارفرما و مالک کارخانه را نمی‌توان به عنوان فعال کارگری قبول کرد. بفهمید که همسر یا پسر خاله یا فک و فامیل یک زندانی سیاسی یا یک فعال کارگری به صورت خونی و ورازثتی تبدیل به فعال کارگری نمی‌شود. بفهمید که قدرت اصلی یک فعال کارگری باید از صفوف کارگری پست سر او و دوشادوش او حاصل شود نه از رسانه و ...

۱۲:هیچ موضع یا فعالیتی به خودی خود مهم یا غیر مهم، درست یا نادرست نیست. نسبت آن فعالیت و موضع با تاکتیک و استراتژی است که اهمیت دارد.
هزار نفر برویم جلوی مجلس اعتراض کنیم که به چه هدفی برسیم؟ نتیجه؟ این همه آدم می‌روند جلوی مجلس تحصن می‌کنند چه می‌شود؟ یک خبر ده ثانیه ای یا سی ثانیه در لابه‌لای اخبار بشویم و بعد تمام؟ بعد از این نقطه به کدام نقطه قرار است برویم؟

۱۳: بله بله می‌دانم که قرار نیست با یک تحصن صد نفره یا دویست نفره جلوی مجلس انقلاب شود یا زلزله شود. سوال این است که تاکتیک و استراتژی چیست؟ وارد شدن به اخبار رسانه؟ کاشتن ایده اعتراض در ذهن کارگران بی خبر؟! بابا جان صبح تا شب در این مملکت اعتراض کارگری به راه است و همه شبکه‌ها پر از خبر کارگران.

۱۴:این حرف را از من کمترین داشته باشید و لطفاً به آن فکر کنید.
مخاطب اعتراض کارگری نه دانشگاه است، نه رسانه و نه مجلس. مخاطب اصلی اعتراض کارگری نه کارفرما است، نه دولت و نه پلیس. اعتراض صنفی، کلاس آموزشی مقدماتی دانش سیاسی و آگاهی طبقاتی برای طبقه کارگر است. اعتراض کارگری هدف نیست، نقطه شروع است.

۱۵: مخاطب طبقه کارگر وقتی مجلس، دولت، پلیس و طبقه سرمایه‌دار است که می‌خواهد و می‌تواند که زمین‌گیر کند و یا درهم بکوبد. زمان این مواجهه هنگامی است که نیروی مادی طبقه کارگر در مقابل نیروی مادی طبقه حاکم دارای وزن و معنا باشد. یک نیروی مادی متمرکز، هدفمند، آگاه، رقصان روی ریل تحلیل مشخص از شرایط مشخص.

۱۳۹۸ اردیبهشت ۷, شنبه

به جای حکم، شلم بازی کنید




1: چرا نباید در فعالیتهایی که ممکن است هزینه سنگین داشته باشد و زندگی نیروهای دخیل را دچار مشکلات شدید کند افراد فاقد تجربه را وارد کرد یا امور را به آنان سپرد؟

پاسخ: داخل و خارج ایران ندارد؛ نتیجه این کار به فنا رفتن افراد است. آنکس که با حکم زندان تعلیقی رفته و پناهنده شده، یا کسی که در نوجوانی چند روزی زندان بوده و دچار توهم رهبری شده یا کسی که در داخل کشور به عنوان سیاهی لشکر جذب شده و نقش شلوغ کننده را دارد فاقد شناخت و قدرت تصمیم‌گیری صحیح هستند.

وقتی کارها را به این نوع افراد در خارج کشور می‌سپارید چون درکی از شرایط ایران ندارند با ناشی‌گری و حماقتهای ابتدایی شما را به فنا خواهند داد. معمولاً شما خرج آنها می‌شوید. می سوزید تا اثبات شود آنها آدمای مهمی هستند، با ایران در ارتباط هستند و در فضای سیاسی دارای اثر هستند. شما را جلو می‌اندازند تا بتوانند برای اولین بار چیزی را در اینترنت بگذارند و لایک جمع کنند.
چنان از یک خبر صدا و سیما درباره خودشان ذوق مرگ می‌شوند که دیگر یادشان می رود شمایی هم وجود دارید. برای اینکه داستان خودشان را چرب‌تر کنند گهی که بالا آورده‌اند را بیشتر هم می‌زنند و بویش را بیشتر بلند می‌کنند.

وقتی کارها را به دست نوع داخل کشوری این افراد می‌سپارید یا عمداً برای پوشش دیگران آنها را به صورت «سیبل های پر سر و صدا» در می‌آورید از جایی به بعد کنترل آنها از دست شما خارج می‌شود. باد لایک و هشتک زیر پرشان می‌افتد و دچار توهم می‌شوند. در آخر وقتی می‌خواهند کمک  کنند دست به دوستی‌های خاله خرسه می‌زنند. پون دچار توهم شده‌اند و مزه شهرت زیر زبانشان رفته است گوش آنها به روی هر نقد و نصیحتی بسته است و به هر کس خلاف میل آنها سخنی بگوید اتهام و انگ می‌زنند.


۲: چرا نباید در فعالیت سیاسی تصمیمات مهم را با رویکرد عارفانه، پدر بزرگانه، رمانتیک، دلسوزی‌های بزرگتر و کوچکتری، حالا بچه بودند نمی‌فهمیدند شما به بزرگی خودتان بخشید، خام هستند کم کم یاد می گیرند، بیائید روی هم را ماچ کنید، صلوات محمدی ختم کنید و غیره اتخاذ کرد؟


پاسخ: فعالیت سیاسی نه به معنای سیاست‌ورزی، بلکه به معنای مقاومت و مبارزه در شرایط استبدادی با فعالیت اوقات فراغت، صله ارحام و فعالیت مهر ورزانه فرق دارد. سن بالا و سابقه فعالیت از جهت عمل و تجربه است که اهمیت دارد وگرنه فعالیت سیاسی نیاز به قصه گو، بابا نوئل و پیر خانقاه ندارد.


در مقاومت و مبارزه سیاسی چیزی به اسم بیائید همه با هم دوست باشیم وجود ندارد.سیاست عرصه تضاد و کشاکش منافع طبقات اجتماعی و اقتصادی با یکدیگر است.دلیل مبارزه و فعالیت سیاسی وجود دشمن و شرایطی است که دلخواه و تامین کننده منافع طبقه و شخص ما نیست.هچکس برای تفریح فعالیت سیاسی نمیکند.


از تجربه انقلاب۵۷ و مواضع احزاب و گروه‌های چپ و مارکسیست درس بگیریم. بیائید همه با هم دوست باشیم دقیقا حمایت آگاهانه یا ناآگاهانه از کسانی است که با مواضع و عملکرد اشتباه خود همه نیروها را زیر تیغ می‌دهند. نتیجه این رویکرد مهربانانه شما مرگ انسانها و نابودی زندگی های بسیار است


۳: «چه باید کرد؟» دقیقاً چه چیزی است؟ چه پاسخ مهمی باید به این پرسش داده شود؟ پاسخ دادن به این سوال که «چه باید کرد؟» کار چه کسی/کسانی است؟ به سراغ چه کسانی باید رفت و توقع چه نوع جوابی باید از آنها داشت؟ لنین زمانه ما کجاست؟ آن  رهبری که همه ما را متحد خواهد کرد کجاست؟


پاسخ: منجی مرده است. تو خودت لنین زمانه خودت هستی. انتظار جز فرسایش و شکست و نا امیدی از دل بستن‌های گاه و بیگاه نتیجه‌ای نخواهد داشت. «چه باید کرد؟» سوال بسیار ساده‌ای است. پاسخ دادن این سوالات ساده است که راهگشا و پیش برنده است. اضطراب اندیشیدن را به دنبال دارد اما ضروری است.


وقتی با سوال یا سوالات مشخص به سراغ فرد یا افرادی می‌روید یک قدم اساسی از زمانی که باری به هر جهت در بین افراد سیاسی و شبهه سیاسی می پلکید جلو هستید. بجای اینکه بسته به احوال روانی و روزانه آن افراد ذهن شما درگیر توفان ذهنی شود، با سوالات مشخص می توانید روی محیط اثر بگذارید.


حالا تصور کنید به جای آنکه مغز شما ظرف خالی باشد که به صورت اتفاقی هر چیزی را در آن بریزند و زنده باد و مرده باد شما را رقم بزنند،با سوالات مشخص و پاسخهایی که حاصل فکر خودتان و درگیر شدن با مسئله است به سراغ دیگران بروید.در این حالت شما موضوع اندیشیدن پیرامون‌تان را تعیین میکنید.


به تفاوت‌های بازی حکم و شلم توجه کرده‌اید؟ نهایت خلاقیت در بازی حکم، آس-بی‌بی کردن است اما در بازی شلم یک ۲لوی به ظاهر بی‌مقدار در میانه یا انتهای بازی می تواند جای برنده و بازنده را عوض کند. ویژگی اصلی یک شلم‌باز پیگیری است. بازی شلم گاه بیش از 80 دور یا بیشتر بازی لازم دارد تا به پایان برسد. باید شمارش کرد، به خاطر سپرد، حساب و کتلاب همه چیز را داشت، معنی هر برگه را یافت، الگوها را شناسایی کرد. مناسبات این بازی با هفت دور بازی بی‌حوصله و هر دم بیل حکم فرق دارد.
به جای یک حکم‌باز تفریحی، یک شلم‌باز حرفه‌ای باشید. 


ادامه دارد...

۱۳۹۸ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

حمید اشرف درباره تجزیه مداوم گروه های روشنفکری





حمید اشرف: «گروه های روشنفکری‌ای که عمل نمی‌کنند خیلی زود اختلاف بینشان پیدا می‌شود. یعنی خیلی زود تجزیه می‌شوند. کافی است سر یک کلمه با هم اختلاف داشته باشند تا اینکه یک سازمان دیگر تشکیل بدهند. به خاطر همین اختلافاتشان زیاد است. بیشتر هم مواضع رهبری طلبی و منافع جناحی و این جور چیزها بینشان مطرح است و هر کدام خلاصه دار و دسته‌ای برای خودشان درست می‌کنند. کار می‌کنند، نشریه دارند، سمپاتیزین هایی دارند... در رابطه با مبارزه هم تبلیغاتی علیه جنبش می‌کنند. این برای بعضی عناصر ساده هم مورد تایید هست».



منبع: https://takravi.blogspot.com/2009/08/blog-post.html

اقتصاد سیاسی فرهنگ، ارث اجتماعی و نقدی به منتقدان فرهنگی و اجتماعی

همایون شجریان و علیرضا قربانی کلیپ آلبوم مشترک خود را در ایران مال ساخته‌اند. محلی که مثال برجسته‌ای از فساد اقتصادی، تخریب محیط زیست...