"متفاوت ها" - قسمت اول





روی صفحه یک راست افراطی دیدم که نوشته بود:«هر چه جستجو كردم نام آن چند سرباز ژاندارمري، كه در اين واقعه كشته شدند را پيدا نكردم! سربازان و ژاندارم هايي كه در سياهكل دوران خدمت خودشان را مي گذراندند و خبر هم نداشتند قرار است گروهي در ايران مبارزه مسلحانه را از روستاهاي گيلان شروع كند

دوستی در کامنتها برایش نوسته بود: «اسامي آن سه نفر( رئیس و معاون پاسگاه - رحمت‌پور- و اکبر وحدتی - پدر ناصر وحدتی ، خواننده ی گیلکی) در كتابي كه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي منتشر كرده است ، هست . بارها هم در نشريات آن موقع درج شد. سرباز وظیفه هم نبودند... »

دوست دیگری هم نوشته بود:
«در جریان جنبش سبز هم سربازانی بودند که مردم را زدند و مردم نیز گاهی جواب دادند چرا یکبار از حقوق آنها حرف نمیزنید.سربازی که در فیلمها نیز موجود استکه سرش شکسته.حدس میزنم که مشکل ظلم به سرباز نیست بلکه مشکل با جریان فکریست که برای مخالفت با آن میتوان بسیاری حرفها زد».
***

دو پی نوشت:
1: نیاز به متفاوت دیده شدن راهکارهایی را برای متفاوت دیده شدن می طلبد. نیاز به متفاوت دیده شدن به دلیل ماهیت راهکارهایی که برای متفاوت دیده شدن می طلبد به همان نقطه ای می رسند که فرد نیازمند متفاوت دیده شدن در ابتدا قصد پشت کردن به آن را داشته است. دقیقا مشابه آن چیزی که در هنر دیده می شود و مشخص نیست هنر آنرا را سیاست وام گرته است یا سیاست از هنر. تفاوت وقتی که به عنوان هدف برگزیده می شود در جستجوی شهرت بر می آید و از همین رو نیازمند آنانی می شود که دومیه آنان را به درستی مدفوع می خواند. در سیاست بیش از هر جای دیگری برای «بیان منسجم و هدفمندف نیاز به درک صحیح و عاری از سستی و نیز نیاز به عرق ریزی ذهنی» لازم است. لازم این درک صحیح، پیوند با واقعیت هاست. یافتن خود! یافتن خود در نظام طبقاتی جامعه سرمایه داری راهی جز به کسب اگاهی طبقاتی ندارد؛ همچنین برای عریق ریزی ثمربخش نیاز به حضور تن و ذهن، در کانون مبارزه طبقاتی، انکار ناپذیر است. هر راهی جز این، سر و کارش با مدفوع است چرا که «فرد می داند چه می خواهدف از آنجا که می داند "دیگری مطلوب" _ یعنی همان مدفوع ها _ چه می خواهند.» این شرح دیگری بر از خودبیگانگی است. پروپاگاندیستهای بی جیره و مواجب؛ همان مدفوع ها؛ قربانیان همدست وضعیت؛ طبقه متوسطی هایی که برای هم ذات پنداری خود با افراد طبقه بالای جامعه به صورت عامل، بوق، نوکر، و تماشاچیان مشتاقف که مصرف کنندگان کالاهای یک دلاری در سیاست هستند.
نیاز به متفاوت دیده شدن راهکارهایی را برای متفاوت دیده شدن می طلبد. کارهایی از قبیل لخت دویدن وسط زمین فوتبال، چسدود کردن های هیستریک سیگار، دفاع از بمب اتمی، تلاش برای پر رنگ کردن جنایت مبارزان کوبانی در بی بی سی، نیچه بازی های فیس بوکی، نقد های سر و ته، ... در سیاست چه؟ ببین چه می گویند و خلاف آنرا بگو. نوجوانانی که در خیابان یا داخل اتوبوس و مترو بلند بلند به مادر و خواهر و عمه یکدیگر فحش جنسی می دهند هم از این دسته هستند. نیاز دارند که دیده شوند و چون داشته و هنری ندارند طبیعتا بیش از این چیزی به ذهنشان نمی رسد. آنها که نیاز به متفاوت دیده شدند دارند نیز اسیر همین مشکل می شوند: چون داشته و هنری ندارند خیلی زود تکراری و ملال آور می شوند.حذف می شوند و کاری از مدفوع ها برای حفظ جاودانگی آنها بر نمی آید.


2: فحش خوردن از طرف مخالف برای لایک خوردن از طرف موافق؛ این شرح یک بیماری تاریخی است. آن بیماری که در سیاست چپ و راست به آن آلوده هستند. بریدگان از عینیت، بی هویت های سیاسی، کسانی که می خواهند سری توی سرها در بیاورند. همه و همه به این راهکار چنگ می زنند غافل از اینکه استفاده بیش از حد از آن مثل تزریق بیش از حد بوتاکس است. گاهی وقتها قلپّی بیرون می زند و کار از خنده گذشته و به دلسوزی و ترحم ؛ و در نهایت به انزجار می رسد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر