برای او که بهترین همه دوران ها بود



وقتی از مایک تایسون آهنین پرسیدند به فرض که تو و کاسیوس مارسلوس کِلی در یک زمان مبارزه می کردید، کدام یک پیروز بودید؟ او که وحشی ترین و سلحشورترین مبارزان داخل رینگ بود گفت: «من بهترین زمان خودم هستم، او، بهترین همه دوران هاست.»


تو بزرگی، تو اسطوره ای، اما برای من نه رقص پاهای پانزده راندی‌ات مهمترین چیز تو است و نه سرعت ات. نه ساید استپ های بی نظیرت و نه قدرت عضلات‌ات و تمرکز قوای بینائی و دستگاه عصبی‌ات، هنگامی که صورت‌ات را فقط چند سانتی متر از برابر ضربات سهمگین هیولایی به نام جرج فرمن بزرگ تکان می دادی، نه رقصیدن های گوشه رینگ و نه گارد های کانگورئی ات؛ نه شعر خواندنت در رینگ و نه رجز خوانی هایت در جلسات تمرینی، نه ضربات سه گانه دست راست ات و نه ضربات چپ تمام کننده ات؛ تو در همه چیز بی نظیر بودی و تایسون به درستی گفت که در ورزش بوکس، بهترین همه دوران ها هستی اما آنچه که باید از تو زنده بماند چیز دیگری است.

 جهان نباید فراموش کند که تو در برابر بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان ایستادی و یک تنه رو در روی دولت ایالات متحده قرار گرفتی. زمانی که هالیوود با امثال فیلم های رمبو، مغز مردم را شستشو می داد و تینیجرها از دیدن بریده شدن گوش و بینی ویت گنک ها توسط سربازان غول پیکر آمریکایی به وجد می آمدند و با سرعت بیشتری جلوی تلویزیون تخمه می شکستند، تو از شرکت در جنگ ویتنام و کشتاور مردم ویتنام خودداری کردی و تاوان سنگینی بابت آن پرداختی. اثبات اینکه انسان اگر بخواهد می تواند. اثبات اینکه می توان از منافع فردی برای رسیدن به هدفهای بسیار بزرگتری چشم پوشی کرد.  اثبات اینکه گاهی یک فرد می توان به جهت مخالف حرکت اکثریت یک جامعه اشاره کند و آنقدر روی آن پافشاری کند که سرها را خلاف جهت خواست قدرتها، دولت ها و رسانه های جریان اصلی بگرداند. تو خود مبارزه ای. نفی همه ورزشکاران تهی مغز، نفی همه هنرمندان خایه مال قدرت. نفی همه روحیات ملی گرایانه و نژاد پریستانه در ورزش حرفه ای. تو یکی از کابوس هایی بودی که رویای صورتی رنگ آمریکایی در جهان خاکستر شده را آشفته کردی.




دفاعیه او از تصمیمش برای عدم شرکت در جنگ ویتنام:
«ده هزار مایل از خانه دور شوم، یونیفرم بر تن کنم و بر سر آدم‌هایی بمب و گلوله بریزم که به من کاکاسیاه نمی‌گفتند و مانند سگ با من رفتار نمی‌کردند؟نه من ده هزار مایل از خانه دور نمی‌شوم که در کشتار و قتل عام ملت فقیر دیگری همراهی کنم. کمک نخواهم کرد اربابان برده‌دار سفیدپوست سلطه خود را بر مردم تیره‌تر جهان ادامه دهند.
امروز چنین شری باید ریشه‌کن شود. به من هشدار داده شده که با این موضع‌گیری میلیون‌ها دلار ضرر خواهم کرد.
اما من این را پیش‌تر گفتم باز هم می‌گویم. دشمن واقعی من همینجاست.
من دینم، مردمم و خودم را خوار و خفیف نمی‌کنم که ابزاری باشم برای آنهایی که می‌خواهند مردمی که برای عدالت، آزادی و برابری خود می‌جنگند را به بردگی بگیرند.
اگر فکر می‌کردم که این جنگ قرار است برای ۲۲ میلیون نفر از مردمم آزادی به ارمغان آورد کسی لازم نبود اعزامم کند، خودم فردا داوطلب می‌شدم.
من چیزی برای از دست دادن ندارم و پای باورهایم ایستاده‌ام. زندانی‌ام می‌کنید؟ خب که چی؟ ۴۰۰ سال است که ما اسیر بوده‌ایم. ۴-۵ سال بیشتر را هم دوام می‌آورم.»


***

پی نوشت: در سال هزار و نهصد و شصت و شش کاسیوس کلی از حضور در ارتش آمریکا برای جنگ ویتنام سر باز زد و اعلام کرد که هرگز به روی همنوعان ویتنامی خود آتش نمی‌گشاید، که همین مسئله مدتها سر زبانها بود و پس از آن از حضور در رقابتهای بوکس به مدت پنج سال محروم شد و گواهینامه بوکسش نیز به حالت تعلیق درآمد. مدتی بعد این محکومیت به سه سال کاهش پیدا کرد. دادگاه محمدعلی را به جرم فرار از خدمت زیر پرچم به پنج سال زندان محکوم کرده بود ولی با پرداخت مبلغ ضمانت به زندان نرفت. او دوران محرومیت را با شرکت در مجامع سیاسی، شرکت در برنامه‌های تلویزیونی و سخنرانی در دانشگاه‌ها سپری کرد. او در این مدت کمتر به تمرین بوکس می‌پرداخت.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر