آخرین حرف های پیشا انتخاباتی من

دوستان عزیز، اعم از فیس بوکی و واقعی و غیره. این چند وقت تا جایی که می شد مخ یکدیگر را خوردیم و متلک بار هم کردیم. تمام حرص و کینه خود را از اقتدارگرایان و همه سختی ها و شکست های زندگیِ در تحریم و نکبت و فقدان آزادی و برابری را بر سر یکدیگر خالی کردیم. بعضی هایش چسبید و بعضی هایش خیلی نچسب بود.
نه شما که در انتخابات شرکت می کنید خائن هستید و نه ما که در انتخابات شرکت نمی کنیم. انتخابات تنها یک ابزار است. یک ابزار به صرف ابزار بودنش نمی تواند چیز خوب یا بدی باشد. بستگی دارد برای چه کاری انتخاب شده باشد. بستگی دارد برای چه هدفی انتخاب شده باشد. اگر ابزاری مناسب کاری یا رسیدن به هدفی نیست، ایراد از آن ابزار نیست. ایراد از انتخاب کننده آن ابزار است.


دوستان عزیز؛
من در انتخابات شرکت نمی کنم و دیگران را نیز به شرکت در انتخابات دعوت نمی کنم. همزمان که کسی را به رای ندادن نیز تشویق نمی کنم. صفحه فیس بوک من عمومی نیست. در اینجا از مردم خبری نیست. اینجا یک حباب است. وقتی جامعه ایران در این مقطع، یک جامعه غیر سیاسی است نمی توان انتظار داشت که عده ای جدا شده، رانده شده یا خود رانده، عده ای که وصله ناجوری بر پیکر این جامعه هستند، در حال صدور ایده به مردم جامعه باشند. با هم گپ می زنیم و هم فکری میکنیم و واقعیت این است که متاسفانه حرفهای ما اثری روی یکدیگر ندارد. این تاسفبار است اما مطمئن باشید این حرفها و گفته اثری روی مردم ندارد چرا که توسط مردم شنیده نمیشود.


اگر از شرکت یا عدم شرکت در انتخابات هدفی دارید و از این ابزار برای پیشبرد یک طرح مشخص استفاده می کنید، به کار خود ادامه بدهید. اما اگر نمی دانید، عمل فردی خود را انجام دهید و برای فردی جز خود نسخه نپیچید. به آن کلمه "مشخص" بعد از کلمه "طرح" خوب دقت کنید. طرح مشخص معنایش حواله به آینده ای هنوز نیامده نیست. حرفهایی از جنس امید، نمی تواند در مقوله "طرح مشخص" جایی داشته باشد. طرح مشخص، سلسله اعمالی هدفمند و از پیش طراحی شده بر مبنای واقعییات عینی زندگی و جامعه در یک بازه زمانی مشخص است که از راه پشت سر گذاشتن اهداف مشخصی در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، قصد دارد به هدفی قطعی و غیر قابل بازگشت(یا حداقل با دوام) منتهی شود. طرح مشخص تنها و تنها بر مبنای "تحلیل مشخص از شرایط مشخص" ممکن است و تحلیل مشخص از شرایط مشخص عملی جمعی است. لازمه آن در جنینی ترین حالت، ایجاد بستر و فضای بحث و گفتگو است که باید مستمر، منظم و از روی اعتماد و صد البته بر مینای یک نیاز مشخص یا حیطه ای مشترک از نیازهای سیاسی و اجتماعی باشد. چیزی که آنرا فعلا نداریم.

نه تحریمیهای ما طرح مشخصی دارند و نه معتقدان به مشارکت و نه آنان که نه تحریمی هستند و نه مشارکتی و موضع عدم شرکت پیشه کرده اند. بروید و رای بدهید. رای دادن یا ندادن به خودی خود نمی تواند ملاک خدمت یا خیانت باشد. آن طرح مشخصی که رای دادن یا رای ندادن را به عنوان ابزاری از مجموعه ابزار خود بر می گزیند می توان در معرض قضاوت قرار بگیرد که مناسب است یا نامناسب؛ صحیح است یا نادرست؛ جواب می دهد یا بی نتیجه است. رای دادن برای رای دادن و رای ندادن برای رای ندادن، فاقد معنای سیاسی و اجتماعی هستند. اعمالی کور، بی هدف و صرفا واکنشی هستند. سیاست عرصه انجام مانورهای غیر ممکن برای رسیده به اهداف غیر ممکن است. وجود تحلیل مشخص از شرایط مشخص و وجود سازماندهی زاینده و تقویت کننده این تحلیل مشخص از شرایط مشخص است که به فرد یا گروه اجازه می دهد تا «کمر در لجنزار پراتیک» فرو رود. این روزها عده ای میگویند که "انتخابات مسئله ناموسی نیست". حرفی که به دل بعضی ها می نشیند و از نظر منطقی درست است. اما بحث همان ایراد اصلی است: بستر. در سیاست، جملات و گزاره ها و تاکتیک های به ظاهر منطقی یا غیر منطقی می توانند به کل، معنا و اثر دیگری به خود بگیرند و اثرات کاملا معکوسی بر جای بگذارند.

"انتخابات مسئله ناموسی نیست" گزاره ای است هم وزن و هم جنس و هم اثر اینکه "مقاومت در زندان معنا ندارد" یا " دوره مقاومت در زندان تمام شده است" یا " مقاومت در زندان بی فایده است". ما به دنبال ناموس و ناموس پرستی نیستیم. یک مثل من، از اصول صحبت می کند از ناموس. اصول مشخص در کنش سیاسی و اجتماعی همان چیزی است که یک حزب بادی را از فرد یا گروه هایی که بر مبنای جهت وزش باید حرکت نمیکنند، جدا میکند.

خلاصه کلام من این است. اگر میخواهید رای بدهید، بروید و رای بدهید. اگر می خواهید رای ندهید، نروید و رای ندهید. اما اگر به عنوان تنها راه به این دو ابزار نگاه می کند، اگر از سر ناچاری مجبور شده اید یکی از این دو  انتخاب را انجام بدهید؛ سعی نکنید که این نسخه را برای فردی به غیر از خود توصیه کنید. بر خلاف افسانه سرایی هایی که هر روز توسط مشتی به ظاهر فعال سیاسی وا زده استفراغ میشود، با رای دادن یا رای ندادن، خود به خود چیزی درست نمیشود. تنها دستاورد رای دادن و شرکت در انتخابات در دو دهه اخیر این بوده است که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی تبلیغ واجبی(پودر دپی) پخش میشود. البته سیاهه بلندی از تعداد بیشماری پرونده و اخراج و وثیقه و زندان و اعدام و اختلاس و مفاسد مالی و غیره را می توان به این دستاورد افزود. با رای ندادن نیز چیزی درست نمیشود. نه مردم به انقلاب تشویق می شوند و نه در مناسبات فعلی بین المللی دولتها دغدغه کاهش مشارکت در انتخابات را دارند. عبارت "مشروعیت مردمی" یکی از آن عبارات سر کاری برای به ناکجا رفتن تحلیل و تفکر است.

اگر برای فردای انتخابات برنامه ای ندارید؛ اگر فارغ از اینکه تحریمی هستید یا مشارکتی، منتظر این هستید تا انتخابات برگزار شوند تا ببینیند چه می شود؛ بدانید که فاقد هر نوع از آگاهی سیاسی و اجتماعی هستید که لازمه فعالیت سیاسی و اجتماعی است. بنابراین فعلا شاید درست ترین کار این باشد که هر کس کار خودش را بکند و مردم و جامعه را اسیر گیجی و سرگیجه خود  نکند. شما در بهترین حالت وضعیت شبیه به خود مردم دارید. شما انتخاب خودتان را بکنید و بگذارید آنها نیز انتخاب خود را بکنند. مگر اینکه این وضعیت در آینده دچار تغییر اساسی گردد. یعنی اینکه شما یا هر گروه دیگری از مشارکت یا تحریم، به عنوان ابزاری در خدمت پیگیر یو پیشبرد یک طرح استفاده کند. تازه آن زمان است که می توان از چرایی و چگونگی؛ و از درستی یا نادرستی؛ و از نتیجه بودن یا بی نتیجه بودن این اقدام صحبت کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر