پول - دست نوشته های اقتصادی و فلسفی - گروندریسه






















پول فقط یکی از وسائل دولتمندی نیست،

بلکه وسیله اعلای دولت مندی یا ذات دولتمندی است.



پول در ابتدا چنان است که نیاز به تغییر مالکیت به پول نیست... پول در وافع نوعی واسطه گری است که فرآورده کار با آن به صورت  مکمل یکدیگر در می آیند... این وایطه یا رابطه مکمل تغییر ماهیت می دهد و به صورت مالکیت یک شی خاص  یعنی پول در می اید که ارتباطی با وجود آدمی ندارد. انسان با خارجیت  بخشین به فعالیت واسطه بخش خویش، وضعی را ایجاد می کند که خودش دیگر در آن نقشی به عنوان انسان ندارد، نسانیت آدمی از بین می رود و چهره ی غیر بشری پیدا می کند.
رابطه انسان با اشیا پیوند انسانی با اشیا  دیگر به صورت عمل خارجی مسلط بر انسان را پیدا می کند.  انسان از خلال این رابطه بیگانه_ به جای آنکه خود بشر واسطه‌ای برای  بشر باشد _ اراده فعالیت و رابطه‌اش با دیگران را به صورت نیروئی مستقل از خود  و دیگر افراد بشر در نظر می گیرد بدینسان بشر به حد نهائی بندگی و عبودیت سقوط می کند.

روشن است که واسطه ای اینچنین از این پس نقش خدای حقیقی را بازی خواهد کرد. خلاصه همین واسطه است که  نیروی حقیقی حاکم بر اشیایی را که من با آنها در رابطه ام تشکیل خواهد داد. پرستش این خدای تاه ابعاد روز به روز گسترده تری پیدا خواهد کرد و تبدیل به هدفی فی نفسه خواهد شد. اشیا بدون وجود این رابطه ارزشی نخواهند داشت، زیرا که در پرتو نمایندگی اوست که اشیا واجد ارزش‌اند (در حالی که در آغاز این طور نبود: در آغاز پول از آنجا ارزش داشت که نماینده کالاها بود). این باژگونگی در رابطه پول با اشیا ]در نظام پولی و شیوه تولید کالائی  [امری اجتناب ناپذیر است.

این مسیحای جدید نخست به عنوان نماینده آدمی در برار خداست، اما سپس تبدیل به خدای آدمی و سرانجام نماینده آدمی در برابر آدمیی به طور کلی ست.

مسیحا در عین حال خدای تغییر ماهیت داده شده و بشر تغییر ماهیت داده شده است: خدا ارزشی ندارد مگر به خاطر مسیحا بودنش، و بشر ارزشی ندارد مگر آنکه نشانی از مسیحا داشته باشد. چنین است پول.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر